مسترکلاس آموزش فیلمسازی از جیمز کامرون – قسمت هشتم
مسترکلاس آموزش فیلمسازی از جیمز کامرون – قسمت هشتم
تجزیه و تحلیل تعمیر دست و چشم ترمیناتور
جیمز کامرون: آرنولد شوارتزنگر بخش زیادی از بودجه ما را بلعید. چیزی که برای ساخت فیلم باقی مانده بود، زیاد نبود. حدوداً… حدوداً، همانطور که گفتم، حدود ۴ میلیون دلار برای… یک فیلم نسبتاً بلندپروازانه با سکانسهای اکشن بزرگ. و همانطور که همه میدانند، عکاسی خیابانی در شب میتواند پرهزینه باشد، سکانسهای اکشن بزرگ گران هستند، بدلکاریهای بزرگ گران هستند. جلوههای ویژه، خلق دنیای آینده پرهزینه است، و انجام گریم با پروتز میتواند پرهزینه باشد.
اما، میدانید، من همچنین میدانستم که میتوان این کار را با هزینه کم انجام داد، زیرا چند سال برای راجر کورمن کار کرده بودم و همه این کارها را انجام داده بودیم. بنابراین، یک بار دیگر، نکته کلیدی، آمادگی بود. بنابراین واضح است که این استوریبوردها در آن بازه شش ماهه، پس از اینکه میدانستم آرنولد را دارم و وقت برنامهریزی داشتم، کشیده شدند.
بنابراین این واضح است… آرنولد… تصویر او در استوریبوردها گنجانده شده است. بنابراین او وارد اتاق میشود. او یک چهره سایهوار است. او چراغ را روشن میکند. ما اثر شلیک ریس به سمتش و تعقیب و گریز ماشین و تصادف و همه چیز را میبینیم. چشمش خرد شده، ورم کرده و بسته است. کمکم داریم متوجه میشویم که او تا حدی بیولوژیکی است، که یک سایبورگ است. و– اما دقیقاً نمیدانیم چرا– هنوز نمیدانیم چرا ضد گلوله است. نمیدانیم که او این– نمیدانیم که این اسکلت داخلی را درون خود دارد. فقط میدانیم که به نظر میرسد تا حدودی ضد گلوله است، اما نمیدانیم چرا.
و به ما القا میشود که او یک موجود زنده بیولوژیکی است. او خونریزی دارد، ورم کرده است و غیره. بنابراین– به طرز خندهداری، نوعی گمراهی است. بنابراین او مینشیند، به جایی که بازویش توسط تفنگ ساچمهای کالیبر ۱۲ ریس مورد اصابت قرار گرفته است نگاه میکند. و او از قبل خود را برای مواقعی که نیاز به تعمیر دارد، آماده کرده است. او دستش را دراز میکند، یک چاقوی X-Acto برمیدارد و شروع به بریدن مچ دستش میکند.
و بعد من حتی جرات کردم و با دوستم استن وینستون همکاری کردم تا بفهمیم چطور میخواهیم این کار را انجام دهیم، چون میخواستیم حرکت دستش را ببینیم، میخواستیم حرکت محرکها، محرکهای هیدرولیکی در ساعدش را ببینیم. و بنابراین به این ایده رسیدیم که او… او بازوی واقعیاش را پنهان میکند. او یک بازوی مصنوعی خواهد داشت و یک عروسکگردان زیر میز از طریق سوراخی در میز بالا میآید. دستش داخل نوعی دستکش بود که به این شکل ادامه داشت. در واقع یک راه حل کاملاً هوشمندانه بود. من این را در استوریبوردها گنجاندم. من و استن به این ترتیب تصمیم گرفتیم که این کار را انجام دهیم.
بنابراین او مچ دستش را میبرد، و سپس او… میدانید، ما او را میبینیم… ما او را در حال کار میبینیم. ما نمیبینیم چه کاری انجام میدهد، ما جراحی را قدم به قدم نمیبینیم. او چاقوی X-Acto را زمین میگذارد. کمی خون روی آن است. و بعد نتیجهاش را میبینیم. حالا من انتخاب کرده بودم که او اساساً تمام پوست ساعدش را کنده و همه ما… مکانیسم زیر آن را میبینیم. و قرار بود این بزرگترین افشاگری باشد. او یک سایبورگ است. او یک ماشین با نوعی پوشش بیرونی گوشتی است.
پست های مرتبط
1405/02/09
1405/02/09


دیدگاهتان را بنویسید