مسترکلاس آموزش فیلمسازی از جیمز کامرون – قسمت هفتم
مسترکلاس آموزش فیلمسازی از جیمز کامرون – قسمت هفتم
هنر فیلمسازی کم بودجه
هنر فیلمسازی کمبودجه، هنر آمادگی کامل و به حداکثر رساندن داشتههایتان است. و آمادگی شما در هر سطحی از طراحی استوریبورد، بررسی فنی، انتخاب لوکیشنها، تلاش برای به دست آوردن بیشترین بهره از هزینه صرف شده، در مقابل ساخت یک صحنه است. شما مقداری از کنترل را فدا خواهید کرد. شما برخی از عناصر طراحی را که اگر بودجه ساخت یک صحنه یک میلیون دلاری را داشتید، ممکن بود داشته باشید، فدا خواهید کرد. اما اشکالی ندارد. جوهره داستان صرف نظر از این، شکل خواهد گرفت.
و شما قرار است گروهی را انتخاب کنید که توانایی حرکت سریع و بدون هیچ گونه محدودیتی را داشته باشند، اما همچنان تصاویری با کیفیت بالا تولید کنند که فراتر از وزنشان باشند، به طوری که فیلمی که در نهایت با آن مواجه میشوید عالی به نظر برسد و شما سازشهایی را که میدانید انجام دادهاید، نبینید و احساس نکنید. قرار نیست یک ستاره سینما داشته باشید، که میتواند یک نعمت باشد به این معنا که شما را به عنوان یک فیلمساز مجبور میکند تا علاقه مخاطب را به آن شخصیت جلب کنید. بنابراین فکر میکنم این باعث ایجاد مهارت میشود. و شاید مجبور باشید دو یا سه فیلم با بودجهی کمتر بسازید تا خودتان را ثابت کنید، و این حرفه را یاد بگیرید، و ثابت کنید که این حرفه را یاد گرفتهاید، میدانید، قدرتهای موجود، که چکها را امضا میکنند.
موضوعی را انتخاب کنید که بتوان آن را با محدودیتهای بودجهای که دارید انجام داد. و بگذارید از تجربهی خودم مثالی بزنم. وقتی داشتم وارد این عرصه میشدم، «ترمیناتور» را ساختم. این اولین تجربهی کارگردانی من بود. و وقتی داشتم آن را مینوشتم میدانستم که باید آن را با بودجهی محدود بنویسم.
بنابراین میدانستم که قرار است در لوکیشن باشم، بنابراین نمیتوانستم صحنه بسازم. حالا، تفاوت بین ساختن یک صحنهی قلعه و رفتن به یک قلعه یا یک ساختمان بزرگ یا عمارت بزرگ و استفاده از لوکیشن، تفاوت در کنترل است. میتوانید یک دیوار را خراب کنید. میتوانید با لنز بلندتر برگردید. میتوانید از نظر سبکی کارهایی را در یک صحنه انجام دهید که نمیتوانید در یک لوکیشن انجام دهید.
آیا مخاطب اهمیت میدهد؟ احتمالاً نه چندان. ممکن است به دلیل محدودیتها، جایزه اسکار برای فیلمبرداری یا طراحی را نبرید، اما همچنان فیلم خیلی خوبی خواهید ساخت. بنابراین، این سوال مطرح است که چه زمانی برای جایی که پول خرج میکنید، بازده نزولی دریافت میکنید؟
و بنابراین با «ترمیناتور»، ایده این بود که به یک دلیل خاص، خیلی روزمره، خیلی معمولی، نه عجیب و غریب باشد، سپس عنصر عجیب و غریب را به آن اضافه کنید. و این واقعاً یک موتیف در کل فیلمهای «ترمیناتور» بود، تا حد زیادی. مطمئناً، فیلم اول در مورد این بود که این لسآنجلس روزمره است. این یک رستوران است. این یک کلوپ شبانه است. این یک خیابان شهر است. و عناصر خارقالعاده از آینده، کایل ریس و ترمیناتور به آن وارد شدند.
و حتی در آن زمان، آنها مجبور شدند با عناصر معاصر از نظر سلاح و غیره سر و کار داشته باشند. و این به یک دلیل بسیار ساده با طراحی انجام شد. ما نمیتوانستیم چیز دیگری را تحمل کنیم. آن فیلمنامه با دقت نوشته شده بود تا چیزی باشد که مقرون به صرفه باشد.
پست های مرتبط
1405/02/09
1405/02/09


دیدگاهتان را بنویسید