مسترکلس تدریس فیلمسازی مارتین اسکورسیزی قسمت 8

مسترکلس تدریس فیلمسازی مارتین اسکورسیزی قسمت 8
پیدا کردن داستان
فکر نمیکنم هیچ چیز ذاتاً سینماییتری در مورد یک شیوه زندگی در مقایسه با شیوه دیگر وجود داشته باشد.
اگر به سینما گرایش دارید، میبینید که در آن شیوه زندگی چه چیزی سینمایی است.
منظورم این است که همه چیز سینمایی است.
تمام زندگی سینمایی است، بستگی به نحوه درک شما از آن دارد.
من فقط میتوانم در مورد زندگی خودم صحبت کنم، منظورم مورد خودم است، و آنچه میدانم.
من در یک نقطه خاص از جهان بزرگ شدم.
و چون مکان بسیار خاصی داشتم و چون از سه سالگی آسم داشتم، زیاد مشاهده میکردم.
اجازه نداشتم در هیچ چیزی که از نظر فعالیت بدنی، ورزش و از این قبیل چیزها بیش از حد هیجانانگیز بود، شرکت کنم.
بنابراین زیاد مشاهده کردم.
و متوجه شدم که واقعاً آن را جذب میکنم.
و بعداً، میدانید، متوجه شدم که آن را تفسیر میکنم.
و فکر میکنم آن را ترجمه میکنم.
و تلاش برای انتقال یا بیان آن، و یافتن راههای مختلف برای روایت داستانهایی درباره چیزهایی که در اطرافم مشاهده یا در آنها غوطهور بودم – چه بیرون از آپارتمان و چه در خانواده.
و آنچه در خانه، بیرون در خیابان، همانطور که گفتم، در کلیسا مشاهده و جذب کردم – اینها چیزهایی هستند که مرا شکل دادهاند، همانطور که جهانهای بسیار متفاوتی که مثلاً مایکل پاول یا استنلی کوبریک یا دان سیگل در آنها بزرگ شدهاند، آنها را شکل دادهاند.
بنابراین من فقط میتوانم از آن جهان صحبت کنم.
فیلمسازی که سعی کردم انجام دهم، به خصوص وقتی که تازه شروع به کار کردم، داستانهایی بود که از تجربیات خودم یا موضوعاتی که فقط یا باید بگویم منحصراً به من علاقه داشتند، ناشی میشد.
و این به آرامی به پروژهها یا داستانهای دیگری – حتی فیلمنامهها – تبدیل شد که توانستم با علایق یا مفاهیم نویسندگان دیگر کار کنم.
اما در درجه اول، واقعاً داستان باید از من سرچشمه بگیرد.
یا حداقل من به این شخصیت، ایده خاص، در برخی موارد بازیگران علاقه دارم.
برای مثال، در مورد نیک پیلگی، او کتاب فوقالعادهی «Wiseguy» را نوشت که تبدیل به «Goodfellas» شد.
و میدانید که او چنین چیزی دارد– خود کتاب فوراً با من صحبت کرد.
و ساختار کتاب نیز همینطور.
من به همراه نیک راهی پیدا کردم تا بتوانم بازنمایی از آن دنیایی را که در کتاب به تصویر کشیده شده بود، کنار هم بگذارم.
اما همچنین از تجربهی خودم.
چون نیک دانش فوقالعادهای از دنیایی که وقایعنگاری میکند، دارد.
اما فراتر از آن، خیلی خشک نیست– چطور باید آن را بیان کرد؟
یک روش سیستماتیک و آموزشی برای صحبت در مورد آن دنیا، یا به تصویر کشیدن آن دنیا، یا بازنمایی آن دنیا.
او یک دیدگاه فلسفی با حس شوخطبعی و طنز عالی در مورد آن بخش از ما، یا آن بخش از طبیعت انسان دارد که برای بسیاری از مردم، به طور برجستهای فاسدشدنی است.
و تفکری که در آن نهفته است، و اینکه چگونه یک قدم به قدم دیگر منجر میشود، و در نهایت زنجیرهای کامل از وقایع است – یک زنجیره فاجعهبار از وقایع.
و بنابراین او این دیدگاه را در مورد آن دارد.
و روشی برای ارائه آن.
و بنابراین ما از کار کردن روی آن لذت زیادی خواهیم برد.
راننده تاکسی، واقعاً فیلمنامه خیلی قوی بود.
و آن …








دیدگاهتان را بنویسید