مسترکلاس آموزش فیلمسازی از جیمز کامرون – قسمت سوم

مسترکلاس آموزش فیلمسازی از جیمز کامرون – قسمت سوم
بازی با مخاطب: ایجاد و رها کردن تنش
جیمز کامرون: وقتی بلیط سینما میخریم، داریم یک قرارداد اجتماعی با گروهی از افرادی که هرگز ندیدهایم، میبندیم تا به یک اتاق تاریک برویم و چیزی را تجربه کنیم و ساکت باشیم و منفعل و مطیع باشیم و این تجربه را متوقف نکنیم. این تجربه در جایگاه مسلطی نسبت به آگاهی ما قرار دارد.
و ما این کار را با میل و رغبت انجام میدهیم زیرا این یکی از معدود مواقعی در زندگی ماست که این کار را انجام میدهیم، و تلفن خود را از زنگ زدن باز میداریم، و به خودمان آن استراحت را میدهیم، و به خودمان یک لحظه، شاید یک لحظه دو ساعته، شاید یک لحظه سه ساعته، میدهیم تا چیزی را بدون وقفه و بدون وقفه تجربه کنیم. و اگر مجبور شویم بلند شویم و به دستشویی برویم، فرار میکنیم چون نمیخواهیم چیزی را از دست بدهیم. و این یک تجربه منحصر به فرد است.
من فکر میکنم به عنوان یک فیلمساز، میدانید که نسبت به آگاهی مخاطب، جایگاه مسلط یا معتبری دارید. و شما باید به آنها احترام بگذارید، یعنی من قرار نیست کاری انجام دهم که… آنقدر واضح است که بتوانید دقیقاً آن را بفهمید. و به پایان میرسید. و قابل پیشبینی بوده است.
اما من همچنین نمیخواهم کاری انجام دهم که عمداً مبهم باشد، جایی که فقط دارم دور خودم میچرخم که چقدر باهوش هستم و از همه کلمات قلمبه سلمبهای که میتوانم استفاده کنم، استفاده میکنم و شما گم میشوید. و همه ما آنهایی را دیدهایم که آن تعادل کامل را برقرار میکنند، جایی که به خاطر توجه کردن و گرفتن سرنخها پاداش میگیرید. و شما میروید، آهان.
و فکر میکنم یک چیزی وجود دارد که بسیاری از فیلمسازان مدتی طول میکشد تا بفهمند، و آن این است که اشکالی ندارد مخاطب از شما جلوتر باشد. اشکالی ندارد زیرا تنشی که قبل از یک افشاگری یا یک لحظه تخلیه هیجانی وجود دارد، وقتی واقعاً به روشی که شما به آن امیدوار هستید، به نتیجه برسد، بسیار لذتبخشتر از یک غافلگیری مطلق است که اصلاً رضایتبخش نیست.
گاهی اوقات، فیلمسازان بیش از حد به ایده غافلگیری اهمیت میدهند تا پرداخت رضایتبخش و رضایتبخش. همه چیز در مورد این قرارداد است. در مورد این رقص با مخاطب و احترام به آنها و تشویق آنها به مشارکت و توجه است.
خب، من میتوانم آن لودر را برانم. من رتبه کلاس ۲ دارم.
– مهمان من باشید.
جیمز کامرون: و بخشی از روشی که شما این کار را انجام میدهید این است که چیزی را میکارید و سپس آن را پرداخت میکنید. و میگویید، ببینید چطور کار میکند؟ من میخواهم چیزی را اینجا بگذارم. و شما در مورد آن فکر خواهید کرد، و سپس– و سپس اینجا رضایتبخش خواهد بود.
– از او دور شو، عوضی.
جیمز کامرون: بنابراین این کمی نوید میدهد که ما به انجام این کار ادامه خواهیم داد. ما این کار را تا پایان فیلم انجام خواهیم داد. این گیاه ممکن است چیزی باشد که فقط مخاطب میداند، که آن شخصیت به آن نیاز دارد و میخواهد و نمیتواند آن را بیان کند.
و احساس میکنید که کاش میتوانستم وارد صفحه نمایش شوم و آن شخص دیگر را تکان دهم و بگویم، ببین این شخصیت چه حالی دارد. میدانی، تو…








دیدگاهتان را بنویسید