مسترکلس تدریس فیلمسازی مارتین اسکورسیزی قسمت 12

مسترکلس تدریس فیلمسازی مارتین اسکورسیزی قسمت 12
مکانها
بعد از جنگ جهانی دوم، در درجه اول، آنها شروع به فیلمبرداری در نیویورک کردند.
بوسه مرگ، فریاد شهر، حس یک مستند درام، خانهای در خیابان نود و دوم، چیزهایی از این قبیل.
و فیلمهای بیشتر و بیشتری – شهر برهنه – به این شکل در نیویورک فیلمبرداری میشدند.
و بنابراین، شروع به ترکیب کار صحنه صدا با عکاسی در مکان واقعی کرد.
و این به آرامی به چیزی که اکنون انجام میدهیم تبدیل شد.
در پایان دهه ۵۰ و اوایل دهه ۶۰، تجهیزات سبکتر شدند و ظاهراً میتوانستند در هر مکانی فیلمبرداری کنند.
اما، در اوایل دهه ۹۰، فدریکو فلینی، هرگز خارج از ایتالیا فیلمبرداری نکرد.
او گفت که هیچ جای دیگری را درک نمیکند.
بنابراین او قصد داشت مجموعهای از فیلمها را در مورد مشاغل مختلف، چهرههای مختلف در فیلمسازی بسازد.
مثلاً یک فیلم یک ساعته در مورد بازیگر.
یک ساعت در مورد تهیهکننده.
یک ساعت در مورد کارگردان.
یک ساعت با نویسنده، از این جور چیزها.
و ما سعی میکردیم به شروع کار کمک کنیم.
یادم هست، در واقع مقداری بودجه برای فیلمی که قرار بود بسازد، از تهیهکننده گرفتیم.
و در فیلمنامه، کاملاً به سبک فلینی بود، البته، او جزئیات زیادی در مورد پیدا کردن لوکیشنها توضیح داد.
و او گفت، خیلی مهم است که یک مدیر تولید و تهیهکننده در مورد پیدا کردن لوکیشنها اطلاعات داشته باشند.
به خصوص وقتی صبح زود شروع میکنید و بعد باید جایی توقف کنید و بعد ادامه دهید.
نکته کلیدی این بود که ظهر لوکیشنی را انتخاب کنید که واقعاً قرار نیست از آن استفاده کنید، اما نزدیک بهترین رستوران باشد.
تا بتوانید ناهار خوبی بخورید.
و این لحن چیزی بود که او در مورد توصیف نقشهای مختلف فیلمسازان و عوامل فیلم برای ساختن یک فیلم صحبت میکرد.
پیدا کردن لوکیشن — شما به دنبال کسی هستید که دقیقاً بداند شما چه میخواهید، البته اگر خودتان دقیقاً بدانید چه میخواهید.
و منظورم این است که ممکن است احساس کنید به چیزی نیاز دارید که حس این مکان خاص یا آن زمان خاص را داشته باشد.
کار با آجر، اما شاید با کمی گچکاری روی آن، کاملاً مطمئن نیستید.
بنابراین آن شخص باید برود و شاید چهار تا پنج — شش — شاید بیشتر، ظاهرهای مختلف را انتخاب کند و آن را به شما برگرداند تا بتوانید در تصمیمگیری کمک کنید.
اما، میدانید، فیلمبرداری از مکان یا حتی فیلمبرداری از مکانها امروز، واقعاً فریبنده است.
باید خیلی مراقب باشید.
بهترین کار این است که همیشه به آنجا بروید.
من شخصاً دیگر پیدا کردن لوکیشن را دوست ندارم.
ما نمیتوانیم در ترافیک به جایی برسیم.
ترافیک خیلی سنگین است — ماشینها — جادههای پر دستانداز هستند.
رسیدن به یک مکان زمان زیادی میبرد.
به آن نگاه میکنی و از آن راضی نیستی.
اما، ببین، این بخشی از فرآیند است، تو تمام تلاشت را میکنی.
در عکسها و فیلمها، گاهی اوقات همه چیز واقعاً عالی به نظر میرسد.
و میگویی، من قبلاً این کار را انجام دادهام، میخواهم عکس بگیرم، لازم نیست بروم و آن را ببینم.
خب، وقتی به آنجا رسیدم، اوضاع فرق میکرد.
و باید میرفتم.
در بعضی موارد، ما توانستیم…








دیدگاهتان را بنویسید