مسترکلس تدریس فیلمسازی مارتین اسکورسیزی قسمت 13

مسترکلس تدریس فیلمسازی مارتین اسکورسیزی قسمت 13
طراحی تولید
مثلاً طراحی صحنه در فیلم رفقای خوب، البته تا حدودی با طراحی صحنه در فیلم گاو خشمگین متفاوت است.
منظورم این است که گاو خشمگین سیاه و سفید بود و فکر میکنم در دهه ۴۰ و اوایل دهه ۵۰ اتفاق میافتد.
ما اغلب روی فیلم سیاه و سفید، صحنههای داخلی سیاه و سفید، لباسهای سیاه و سفید و از این قبیل چیزها را آزمایش میکردیم.
این یک رویکرد بسیار متفاوت بود.
اما در رفقای خوب، قرار بود به زمان و مکان و ارتباط آنها با لباسها، و به ویژه طراحی صحنه یا استفاده از مکانهای واقعی، وفادار باشیم.
و من واقعاً، خیلی زیاد از خاطراتم استفاده کردم.
بخشی از آن، خاطرات تشدید شده است.
اما میتوانم به شما بگویم که کوپاکابانا کاملاً دقیق بود.
من زیاد آنجا بودم و این چیزی است که معمولاً اتفاق میافتد.
من از راه برگشت نرفتم.
اما بالاخره توانستیم کنار رینگ، کنار پیست رقص بنشینیم.
ناگزیر – و فکر میکردیم جای خوبی داریم – ناگزیر، میزی جلوی شما قرار میگرفت و این آدمهای عاقل آنجا مینشستند.
بنابراین نمیتوانستید چیزی ببینید.
اما در هر صورت، ما واقعاً باید تا حد امکان نسبت به آن دوره صادق میبودیم، و همچنین نسبت به آنچه که من به یاد دارم.
[پخش موسیقی] حالا وقتی آن را به کازینو میبرید، که امتدادی از رفقای خوب بود، به نوعی به لاس وگاس دهه ۷۰ میرود.
و من احساس میکنم که ما مجبور بودیم، اول از همه، نسبت تصویر ۲۳۵ را به جای ۱۸۵ ارائه دهیم.
صفحه نمایش عریضتری بود.
شما حس یک نمایش را دارید، نمایشی شبیه یک نمایش لاس وگاس.
میتوان گفت پر زرق و برق، میتوان گفت تا حدودی تئاتری، بله.
اما بخش زیادی از این ماجرا در پسزمینههای تئاتری روایت شد.
منظورم این است که یکی از بهترین فیلمهای ساخته شده درباره لاس وگاس، فکر میکنم در سال ۱۹۵۹ یا ۱۹۶۰ بود.
فیلم اصلی «اقیانوس ۱۱» بود.
نیمه اول فیلم مانند یک کپسول زمان از وگاس در آن زمان است، به صورت عریض و رنگی، اینکه این مکانها واقعاً چگونه به نظر میرسیدند و در محل فیلمبرداری شده بودند.
در اینجا، ما مجبور بودیم به مکانهای خاصی اشاره کنیم.
ما نمیتوانستیم از نامها استفاده کنیم، کازینوی استارداست.
ما مجبور شدیم یکی دیگر بسازیم، زیرا مشکلات فنی خاصی وجود داشت، از نظر اینکه برخی از افراد هنوز زنده بودند و نمیخواستند هیچ ارتباطی با آن داشته باشند.
عنصر اصلی، تغییر، در «کازینو» این بود که آن را منفجر کنیم و آن را مانند سکانسهای آتشبازی تقریباً در سراسر صفحه نمایش کنیم، که با انفجار در ماشین و تیتراژهای ساول و الین باس شروع میشد.
ایده این بود که آن را در واقع به یک نمایش کلوپ شبانه در وگاس تبدیل کنیم.
و بنابراین ما به آن سمت رفتیم، همراه با — اولین باری که با باب ریچاردسون کار کردم — همراه با نورپردازی و حرکات دوربین و از این قبیل چیزها.
ما برای همه چیز مرجع داشتیم.
منظورم این است که تصاویر وجود داشت.
چند فیلم وجود داشت، نه واقعاً زیاد.
اما تعداد زیادی عکس، استفاده زیاد از رنگهایی که دیدیم، لباسهایی که میشناختیم.
ایده هتل طنجه، که در واقع قرار بود استارداست یا چیزی شبیه به آن باشد. …








دیدگاهتان را بنویسید