مسترکلس تدریس فیلمسازی مارتین اسکورسیزی قسمت 17

مسترکلس تدریس فیلمسازی مارتین اسکورسیزی قسمت 17
کار با تیم
خیلی خوب است اگر افرادی را در اطرافتان داشته باشید که به آنها اعتماد دارید، که این یک عنصر اساسی در فرآیند فیلمسازی یا هر چیز دیگری است.
و این موضوع در مورد هر فیلمی که میسازید صدق میکند.
اعتماد بین مدیر فیلمبرداری، شما، دستیارتان، کارگردان، تهیهکنندگان مشترک و از این قبیل چیزها مهم است.
منظورم این است که اگر پروژهای مورد علاقه باشد و همه به اندازه شما در آن سرمایهگذاری کرده باشند، واقعاً ارزشمند است.
این چیزی بسیار خاص است.
احساس میکنید که نوعی تجربه را با هم پشت سر گذاشتهاید.
خوشبختانه در طول سالها، من چند مورد از این موارد را داشتهام، مثلاً اخیراً با فیلم سکوت، تا حدودی با فیلم خیابانهای پایین شهر.
اگرچه، من در بسیاری از عوامل فیلم خیابانهای پایین شهر، یاد گرفتم که چگونه یک فیلم را از طریق عوامل راجر کورمن بسازم.
اما آنها انرژی کل ماجرا را حس کردند و به نوعی میدانستند که به دلیل شور و اشتیاق و علاقهی من برای ساختن فیلم، آنها هم به نوعی تحت تأثیر آن قرار گرفتهاند.
اما فکر میکنم، در درجه اول، وقتی عوامل به اندازه کافی منسجم هستند و مانند یک واحد کاری واقعی، احساس میکنند که در حال خلق چیزی خاص با شما هستند، عالی است.
البته یک جایگزین هم وجود دارد و آن این است که به چیزی غیرشخصی تبدیل شود.
این یک صحنه بزرگتر، یک موقعیت بزرگتر است.
اما با این حال، حتی در آنجا هم، مردم کار بسیار بسیار سختی انجام میدهند، چه مطمئن شدن از اینکه دستگاه باران کاملاً کار میکند، یا چیزهایی از این قبیل.
اما تا زمانی که هسته درونی افراد کلیدی شما، اشتیاق شما را برای ساختن این فیلم، به اشتراک بگذارند، و در حالت ایدهآل، لزوماً در ایفای نقش خود زیادهروی نکنند، بلکه همه چیز را کنار هم بگذارند تا به شما در رسیدن به آنچه میخواهید یا آنچه فکر میکنید میخواهید، کمک کنند، زیرا اغلب، همانطور که گفتم، وقتی وارد صحنه میشوید، یا وقتی وارد مکانی میشوید، چیزی را طراحی کردهاید، و با بازیگران کار میکنید، و همه چیز شروع به تغییر میکند، گاهی اوقات حس خود را از دست میدهید که دقیقاً چه تصویری باید باشد.
[پخش موسیقی] اگر اطرافیان شما، افراد ثابت شما، بر اساس مکالمات قبل از شروع فیلمبرداری، خواندن فیلمنامه، طراحیها، انواع کارها – به خصوص اگر در محل فیلمبرداری هستید، جایی که افراد با هم کار میکنند، با هم غذا میخورند و از این قبیل چیزها – بفهمند که شما چه میخواهید، شروع به درک این میکنید که به چه کسی میتوانید تکیه کنید، و آنها میتوانند به شما بگویند و در دوران سخت به شما کمک کنند، واقعاً.
بنابراین، این چیزی است که واقعاً یک عامل کلیدی است.
این یک واحد اصلی است.
حالا، وقتی میگویم یک پروژهی پرشور، آن واحد اصلی میتواند کل گروه باشد، چون گروه کوچکتری است، معمولاً بودجهی کمتری دارد، قضیه فرق میکند.
اما وقتی در یک فیلم بزرگتر هستید، آن هستهی کوچک واقعاً هستهی زندگیتان است، طناب نجات شماست.
من هم از زمانی میآیم که آزمایشهای زیادی در فیلمسازی وجود داشت، جایی که ما واقعاً گاهی اوقات فکر میکردیم– اگرچه، نمیدانم، من آن را امتحان نکردم– اما در دههی ۶۰، آزمایشهایی در فیلمسازی وجود داشت– یا به آنها تصمیمات جمعی، فیلمسازی جمعی میگویند.
به عنوان کارگردان، شما…








دیدگاهتان را بنویسید