مسترکلس تدریس فیلمسازی مارتین اسکورسیزی قسمت 24

مسترکلس تدریس فیلمسازی مارتین اسکورسیزی قسمت 24
تبلیغ فیلم شما
در نهایت، یک فیلم، وقتی تکمیل میشود، دورهای از زمان وجود دارد که به یاد دارم اولین فیلمها شروع به کار کردند، مصاحبههایی انجام دادند، مصاحبههای مطبوعاتی.
تلویزیون خیلی کم.
خب، نکته این است.
اگر در سینمای روایی هستید و فیلم میسازید، یک فیلمساز آمریکایی هستید، چه آنها را در نیویورک بسازید، چه در شیکاگو، در آستین، تگزاس و هر جای دیگر.
در سراسر جهان، احساس میکنند که فیلمهای هالیوودی هستند، حتی اگر سبک متفاوتی داشته باشند.
اما به ویژه در اوایل دهه ۷۰، در تمام طول دهه ۷۰، آنها به نوعی از هالیوود بیرون میآمدند.
حتی اگر برخی از آنها در نیویورک فیلمبرداری و اینجا تدوین میشدند، واقعاً همینطور بودند.
بنابراین وقتی برای توزیع انتخاب میشدند، شرکتهای توزیع، شرکتهای هالیوودی بودند.
حداقل فیلمهایی که من ساختم.
میدانید؟
و بنابراین اینها باید از سیستم استودیویی هالیوود عبور میکردند، از نظر اینکه به مخاطب اطلاع دهند که فیلم وجود دارد.
وقتی کتابی مینویسی، باید به مردم بگویی که وجود دارد.
میدانی؟
وقتی فیلمی میسازی، باید به آنها بگویی که وجود دارد.
چه آن را بسازی، و آن «طول موج» مایکل اسنو باشد، یا اینکه «پدرخوانده ۱»، پدرخوانده ۲ باشد.
منظورم این است که مخاطبی وجود دارد.
نوع خاصی از مخاطب هم هست.
نمیگویم هر فیلمی، هر فیلمی برای وسیعترین طیف ممکن است.
وقتی این کار را انجام میدهی، در فیلم تأثیری ایجاد میکنی که تصویر را رقیق میکند.
بنابراین اگر متوجه شوی که فیلمی ساختهای که به آن احساس قوی داری، احساس میکنی که در آن تا حد امکان صادق هستی، ممکن است مخاطبی برای آن وجود داشته باشد.
حالا، باید بروی و آن را به مخاطبی ارائه کنی.
این کار چگونه انجام میشود؟
به روشهای مختلف.
معمولاً بازیگران هستند.
مردم میخواهند بازیگران خاصی را در آن ببینند.
در مورد فیلمهای خاص ساخته شده در دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰، واکنشهای انتقادی وجود داشت.
منتقدان خاصی در آن زمان وجود داشتند که بسیار بسیار قدرتمند بودند.
شما باید به مخاطب اطلاع میدادید که فیلم منتشر شده است، بنابراین متوجه میشوید که به ویژه در آن زمان، میتوانستید در تریلرها و جاذبههای آینده نظر بدهید.
مطمئناً میتوانستید در پوسترها و کمپین تبلیغاتی نظر بدهید.
شما باید بخشی از همه اینها باشید.
به یاد دارم وقتی بانی و کلاید ساخته شد، وارن بیتی آن را تهیه کرد.
و توسط نیویورک تایمز نابود شد.
نقد.
و کاری که بیتی به عنوان تهیهکننده فیلم انجام داد این بود که او به عنوان تهیهکننده فیلم، عکس را با دست، در یک دست، در این قوطیها چاپ کرد و از شهری به شهر دیگر رفت.
و در هر برنامه تلویزیونی شرکت کرد و فیلم را تبلیغ کرد.
به عنوان یک نکته فرعی، نیویورک تایمز فیلم را مثبت ارزیابی کرد.
اما آن همچنین یک لحظه سرنوشتساز بود، زیرا سینمای آمریکا بسیار در حال تغییر بود و بانی و کلاید در خط مقدم آن بودند.
آرتور پن و بیتی.
اما این راهش بود.
شما به فیلم اعتقاد دارید، بیرون میروید و تا جایی که میتوانید در مورد آن صحبت میکنید.
نظرات متفاوتی وجود داشت…








دیدگاهتان را بنویسید