مسترکلس تدریس فیلمسازی مارتین اسکورسیزی قسمت 25

مسترکلس تدریس فیلمسازی مارتین اسکورسیزی قسمت 25
بحث صحنه: بری لیندون Barry Lyndon
البته، یک نکتهی کلی در اینجا، ایجاد سرعت، حال و هوا و زمینهی آن دوره است.
و این به رفتار افراد در قاب، سرعت عقب رفتن دوربین از مجسمه و استفاده از موسیقی مربوط میشود.
این صحنهای است که به نوعی– به یاد دارم وقتی برای اولین بار آن را دیدم، به دلیل استفاده از نور طبیعی، صدای اولیهی روی تصویر که در تصویر دخالت نمیکند، اما به دنیای فیلم میافزاید، به تصویر کشیده میشود.
عشق اول.
آیا تغییری در یک پسر ایجاد میکند؟
چه راز باشکوهی که او با خود حمل میکند.
شور و شوق لطیفی به طور غریزی از قلب یک مرد فوران میکند.
رفتار بازیگران، و به ویژه کل قطعه و این برش به این ملاقات از نزدیک.
نگاه در چشمان او.
کیلارنی.
حالا– کل این قطعه به نوعی یک– نمونه فوقالعادهای از نوعی لذت مشقتبار از پنهان کردن تمایلات جنسی است.
و این از طریق ترکیببندیهای بسیار کند، نگاه در چهره او انجام میشود.
و همچنین کل لحن فیلم را از نظر رفتار شخصیت، رفتار بازیگران تعیین میکند.
و یک بار دیگر، نمیتوانم به اندازه کافی استفاده از تصاویر را برای تداعی قرن هجدهم بیان کنم.
قرن هجدهم، نقاشیهای قرن هجدهم، زیرا در اینجا، البته، همه چیز را هدایت میکند.
او نوعی رویکرد یکجانبه به همه چیز در اینجا، در این صحنه دارد.
میدانید، او بیرحم است.
–اگر آن را پیدا نکردید.
[پخش موسیقی] استفاده از نور طبیعی شما را در وضعیت عاطفی و روانی شخصیتها قرار میدهد.
هر تصویر، ساختار کل یک جامعه و وحشیگری موجود در آن را مجسم میکند.
بلافاصله، از همان صحنه اول، شما درک بسیار قدرتمندی از نحوه رفتار و ارتباط افراد با یکدیگر دارید.
من نمیتوانم آن را پیدا کنم.
شما به درستی نگاه نکردهاید. تعمدی بودن دیالوگها و مکثهای بین جملات، شما را مانند یک ماشین زمان به شیوه دیگری از زندگی و تفکر میبرد، زیرا هیچ چیز در اطراف آنها سریع نبود.
همه چیز کند و شدید بود.
من نمیتوانم آن را پیدا کنم.
[پخش موسیقی] من یک راهنمایی به شما میدهم.
من فکر میکنم فیلتر روی دو نما بیشتر با تلاش آگاهانه برای تداعی نقاشی مرتبط است، شکی نیست.
من روبان را حس میکنم.
چرا میلرزید؟
در حال لذت بردن– او در مورد لرزش صحبت میکند، اما کل صحنه به این شکل میلرزد.
و واقعاً حس میکنید، اینجا، زاویه تغییر میکند، تنظیم میشود– نور زیبایی است، هنوز روی اوست، اما واقعاً نور را برای صورت رایان اونیل و بوسه تنظیم میکند.
اما نکته کلیدی در کل این صحنه، لذت طاقتفرسای لرزش است.
به عنوان یک مرجع، فیلمی مثل این را میگیری و کنترل آن بخش از یک فیلم روایی را در دست داری و این را از مخاطب میخواهی.
میدانید، برای استنلی کوپر آنقدرها هم دور از هنجار به نظر نمیرسد، مخصوصاً به این دلیل که او این نوع تمرکز از … را ایجاد کرده است.








دیدگاهتان را بنویسید