مسترکلس تدریس فیلمسازی مارتین اسکورسیزی قسمت 26

مسترکلس تدریس فیلمسازی مارتین اسکورسیزی قسمت 26
بحث صحنه: از دل گذشته Out of the Past
من از تحسینکنندگان پروپاقرص فیلمهای تورنور هستم.
بنابراین اینجا نمونهای خارقالعاده از آن را از نظر استفاده از نور و سایه و ظرافت زبان بصری او، به ویژه در برش بعدی اینجا، میبینید.
او در تاریکی و سایه، به پایین نگاه میکند.
دوربین به سادگی کج میشود و متوجه میشوید که یک جسد آنجاست.
تصویر دوباره به بالا برمیگردد، نور کامل روی صورتش.
حالا دوربین پشت پرده شفاف میماند و به سمت راست حرکت میکند.
و واقعاً، کل صحنه به نحوه حرکت رابرت میچام در میان سایهها و نور و نحوه “تمیز کردن”، نقل قول بدون نقل قول، این صحنه وحشتناک، به اصطلاح، تبدیل میشود.
این صحنه، دوباره، با سایهها، سایههای بسیار قوی، چیزی است.
یکی از عناصر کلیدی در این فیلم این است که چگونه– خب، به نوعی مظهر جذابیت است.
و از طریق میچام پردازش میشود.
میدانید، جوانان این فیلم را دیدهاند و ناگهان در پایان میگویند، پسر، این باحالترین فیلمی است که تا به حال دیدهام.
این فیلم مهار شده و در عین حال بسیار قدرتمند و غنی است، برخلاف حرکات دوربین، مثلاً در فیلم هشت و نیم یا استفاده بسیار جسورانه از حرکت و رنگ در فیلم سرگیجه. به نظر میرسد برعکس است.
اگر قرار باشد چیزی به نمادی از فیلم نوآر تبدیل شود، این فیلم است، بدیهی است.
فکر میکنم پنج ساله بودم و این را در سینما دیدم.
نگران بودم.
فکر میکنم در واقع در نیمه پایینی یک لایحه دوگانه در اکران مجدد فیلم بامبی بود.
و هر دو محصول RKO بودند، بنابراین میتوانستند باشند.
و عمهام را به یاد دارم که مرا به دیدن بامبی برده بود.
من شکایت داشتم که این فیلم خیلی طولانی است.
و او به من گفت ساکت باشم، زیرا واقعاً از آن لذت میبرد.
اما هرگز آن جسدی که در کمد گذاشته شد و تاثیری که آن تصویر، به خاطر استفاده از سایهها و نور، روی من گذاشت را فراموش نمیکنم.
فکر میکنم شاید اولین نوآر واقعی بود که دیدم — پنج یا شش سالگی، ناخواسته.








دیدگاهتان را بنویسید