مسترکلس تدریس فیلمسازی مارتین اسکورسیزی قسمت 2

مسترکلس تدریس فیلمسازی مارتین اسکورسیزی قسمت 2
آغاز
اغلب از من در مورد رابطه بین تمایل اولیهام برای ورود به مقام کشیشی و عشقم به سینما سوال میشود.
به عبارت دیگر، به یک معنا، رفتن از یک حرفه، که یک رسالت است – به آن یک رسالت میگویند، که به مقام کشیشی است – به حرفه دیگر، که یک رسالت است، که تعهد به یک سبک زندگی است.
و آن فیلمسازی است.
البته، این یک مسئله بسیار شخصی است.
اما من میگویم که این مسئله به بهترین شکل ممکن با خودم صادق بودن و درک این موضوع بود که شما باید کاری را که به آن فراخوانده شدهاید، در درون خود انجام دهید.
کلیسا و سینما، هر دو برای من منطقی بودند.
یک کشیش خاص، که در تربیت من از سن ۱۱ تا ۱۷ یا ۱۸ سالگی بسیار بسیار تأثیرگذار بود، و این منطقی بود.
او واقعاً منطقی بود.
او اخلاق و زندگی در دنیای بیرون را، جدا از محله و کلیسایی که در آن بودیم، منطقی میدانست.
و این شخصی بود که میخواستم شبیه او باشم.
البته، برای اینکه یک روحانی واقعی باشید، به این معنا، باید خودتان آن را حس کنید.
شما باید… تعهدی وجود دارد که نمیتوانید به آن بپیوندید زیرا میخواهید مانند شخص دیگری باشید.
این باید از درون شما بیاید.
و من متوجه شدم که همه اینها شروع به نفوذ در داستانسرایی، داستانسرایی، کرده است.
این کشیش خاص به تلاش برای ایجاد تعادل بین عقل سلیم در جهان و همچنین حس اخلاقی کمک کرد.
اما دنیایی که در آن هستیم، باوری وجود داشت.
آنچه در آن زمان ولگردهایی که در باوری زندگی میکردند نامیده میشدند، بخشی از دنیایی بودند که من در آن بزرگ شدم.
یک عنصر جنایی وجود داشت، همراه با افراد طبقه کارگر که فقط سعی میکردند زنده بمانند، و سیسیلیهای مسنتر، ناپولیاییها، که به آمریکا آمده بودند و انگلیسی صحبت نمیکردند.
خیلی چیزها در هم تنیده شده بود، چه در آن محله و چه در زندگی خودم.
و برای من خیلی قدرتمند بود.
میل به روایت این داستانها در فیلم از آن ناشی میشد.
و بسیاری از چیزهایی که در کلیسا تجربه کردم، مثلاً تأثیر بصری کلیسا؛ مجسمهها، چه مجسمههای گچی بودند، چه نسخههای واقعاً زیبا از نوعی مجسمه؛ نقاشیهای مذهبی؛ جایگاههای صلیب؛ نور در کلیسای جامع قدیمی سنت پاتریک؛ نور در طول روز و نحوهی عبور آن از پنجرههای شیشهای رنگی؛ لحن و حال و هوای خود کلیسا؛ ماهیت آیینها – قبل از واتیکان دوم بود – البته، همه اینها مرا و رویکردم به سینما را در شروع فیلمسازی تحت تأثیر قرار داد.
مفهوم اخلاق، درست و غلط، خوب و بد، خیر و شر، و اینکه چگونه ایمان – چگونه ایمان عنصر اصلی در هدایت یک زندگی است که میتواند یک زندگی اخلاقی باشد.
و اینکه چگونه سرنوشت نیز میتواند چیزی باشد که حاوی شک و تردید زیادی باشد.
و اینکه چطور برای ایمان مبارزه میشود.
و این چیزی است که از آن زمان میآید و در آن زمان کاشته شده است.
اینکه چطور میتوان زندگی کرد، داستان قدیمی است، مثل خیابانهای بدجنس، یا تعدادی از فیلمهای دیگر.
اگر در دنیایی هستید که… در خط مقدم دنیایی هستید که…








دیدگاهتان را بنویسید